تبلیغات
ღ♥♥♥❤❤ღعشق و پایان عشقღ❤❤♥♥♥ღ - به لحظه لحظه های نفس عاشقیم قسم....

ღ♥♥♥❤❤ღعشق و پایان عشقღ❤❤♥♥♥ღ

به لحظه لحظه های نفس عاشقیم قسم....

به این لحظه های عشقم قسم ،

به این كلام مقدس عشق قسم خیلی دوستت دارم.

سوگند میخورم كه با تو تا آخرین لحظه زندگی ام خواهم ماند

 عزیزم و سوگند میخورم

كه به پای عشقت خواهم سوخت

به این ثانیه های پر ارزش زندگی قسم ،

 به این كعبه مقدس عشق قسم كه تنها

عاشق قلب مهربان تو هستم عزیزم

سوگند میخورم كه عشقت هر آنچه كه سوزنده باشد

من در آتش آن بسوزم چونكه

میدانم آتش عشق تو برایم هیچگاه درد آور و سوزناك نیست…

سوگند یاد میكنم كه در سیلاب عشقت فرو روم چونكه میدانم

هیچ گونه سختی و عذابی را نخواهم كشید…

در لحظه اول دیدارمان و لحظه ای كه عاشق تو شدم

مست شراب عشقت شدم

به این لحظه های عشقم قسم ،

به این كلام مقدس عشق قسم خیلی دوستت دارم.

سوگند میخورم كه با تو تا آخرین لحظه زندگی ام خواهم ماند

 عزیزم و سوگند میخورم

كه به پای عشقت خواهم سوخت

به این ثانیه های پر ارزش زندگی قسم ،

 به این كعبه مقدس عشق قسم كه تنها

عاشق قلب مهربان تو هستم عزیزم

سوگند میخورم كه عشقت هر آنچه كه سوزنده باشد

من در آتش آن بسوزم چونكه

میدانم آتش عشق تو برایم هیچگاه درد آور و سوزناك نیست…

سوگند یاد میكنم كه در سیلاب عشقت فرو روم چونكه میدانم

هیچ گونه سختی و عذابی را نخواهم كشید…

در لحظه اول دیدارمان و لحظه ای كه عاشق تو شدم

مست شراب عشقت شدم

پس سوگند میخورم به این جام شراب كه تنها

 از جام قلب تو مست عشق شوم و

سوگند میخورم به این لحظه زیبا و پر از عشق

كه تمام فكر و زندگی ام تو باشی و نام

تو باشد و عشق تو باشد عزیزم

آمدی در قلبم چه زیبا هم آمدی ،

 آمدی و مرا دیوانه و عاشق خودت كردی پس

سوگند میخورم كه با تو بمانم ، بمانم و عاشق هم بمانم ،

 نه مجنون باشم و نه فرهاد

تنها خود خودم باشم و سوگند میخورم كه اینك كه عاشق شدم

 با آرامش با تو باشم

بدون هیچ دغدغه و یا دلهره و یا ترسی از عشق!

سوگند میخورم كه تنها نام مقدس تو را بر زبان بیاورم!

به این نام زیبایت قسم كه در این سفر دشوار دستانت را

 رها نكنم و تو را هر چه

زودتر به سرزمین عشاق برسانم

به آن قبله گاهی كه روبروی آن نشسته ام  و از خدای خویش

 آرزوی تورا دارم قسم

كه به خاطر تو تمام سختی ها و مشكلات را تحمل كنم

و به خاطر تو سالها انتظار

بكشم تا روزی به تو برسم و تو را در آغوش بگیرم.

به آن اشكهای مقدست قسم ،

 به آن اشكهایی كه روی گونه های نازنینت سرازیر

شده است قسم كه هیچگاه حرفی نزنم كه قلبت شكسته شود

 و كاری نكنم كه دلت به درد بیاید و چشمانت خیس شود!

عزیزم اینك دستانت را به من بده و بگذار دستانت را محكم

 و با تمام وجودم بفشارم و

سوگند خویش را برایت یاد كنم



+ نوشته شده در شنبه 27 اسفند 1390 ساعت 12:31 توسط سیاوش | نظرات دلسوختگان()